پژوهشكده تحقيقات اسلامى سپاه
181
پژوهشى در مقتلهاى فارسى ( فارسي )
از وقايعى كه در روز سوم ( محرم ) ذكر شده ، اين است كه امام ( ع ) قسمتى از زمين كربلا را - كه قبرش در آن واقع شده است - از اهل نينوا و غاضريّه به شصت هزار درهم خريدارى كرد و با آنها شرط كرد كه مردم را براى زيارت قبرش راهنمايى نموده و زوّار او را تا سه روز ميهمانى نمايند . رك : مجمع البحرين ، 5 / 461 ، لغة كربلا . « 1 » چون مردم مىدانستند كه جنگ با امام حسين ( ع ) در حكم جنگ با خدا و پيامبر اوست ، تعدادى در اثناى راه از لشكر دشمن جدا شده و فرار كردند . نوشتهاند كه فرماندهاى كه از كوفه با هزار رزمنده حركت كرده بود ، چون به كربلا مىرسيد فقط سيصد يا چهارصد نفر و يا كمتر از اين تعداد همراه او بودند و بقيّه به علّت اعتقادى كه به اين جنگ نداشتند ، اقدام به فرار كرده بودند . رك : حياة الامام الحسين 3 / 118 . « 2 » عقبة بن سمعان ( / غلام رباب ، همسر امام حسين ) مىگويد : من با امام حسين از مدينه تا مكّه و از مكّه تا عراق همراه بودم و تا لحظهاى كه آن حضرت شهيد شد ، از او جدا نشدم . آن بزرگوار نه در مدينه و نه در مكّه و نه در ميان راه و نه در عراق و نه در برابر سپاهيان دشمن تا لحظهء شهادت سخنى نگفت مگر اين كه من آن را شنيدم ، به خدا سوگند آنچه را كه مردم مىگويند و گمان دارند كه او گفته است كه بگذاريد من دستم را در دست يزيد بگذارم ، يا مرا به سرحدّى از سرحدّات اسلامى بفرستيد ، چنين سخنى نفرموده ، فقط مىگفت : بگذاريد من در اين زمين پهناور بروم تا ببينم امر مردم به كجا پايان مىپذيرد ؟ رك : تاريخ طبرى 5 / 413 ، كامل ابن اثير 4 / 54 . « 3 » امام ( ع ) در حالى كه بر اسب خود سوار و عازم ميدان بود ، كودكى را كه در همان ساعت متولّد شده بود ، نزد آن حضرت آوردند ، امام ( ع ) در گوش فرزند خود اذان گفت و كام او را برداشت ، در آن هنگام تيرى بر حلق آن طفل اصابت نموده و او را به شهادت رسانيد . امام حسين ( ع ) تير را از حلقوم آن طفل بيرون كشيد و كودك را به خونش آغشت و گفت : به خدا سوگند تو گرامىتر از ناقهاى ( / ناقهء صالح ) در پيشگاه خداى تعالى و جدّ تو رسول خدا گرامىتر از صالح پيغمبر است
--> ( 1 ) . همان ، ص 220 . ( 2 ) . همان ، ص 228 . ( 3 ) . همان ، ص 236 - 237 .